ديدار مدير و معاون محترم مؤسسه بين المللي المرتضي عليه السلام از شعبه مشهد

به گزارش روابط عمومي و امور بين الملل جامعه المرتضي عليه السلام،حجت الاسلام داودي با همراهي معاون آموزش مركز از شعبه مشهد جامعه المرتضي ديدار كردند.

به گزارش روابط عمومي و امور بين الملل جامعه المرتضي مدير جامعه المرتضي در اين  سفر با اساتيد گروه زبان روسي دانشگاه فردوسي، جناب آقاي دكتر مصطفوي مدير گروه زبان دانشگاه فردوسي و جناب آقاي دكتر آهسته از اساتيد زبان روسي اين دانشگاه، ديدار و ره هاي گسترش همكاري هاي في ما بين بررسي شد.

همچنين در اين ديدار گزارشي از روند پيشرفت دوره زبان روسي جامعه المرتضي در مشهد مقدس ارائه شد.

حجت الاسلام داودي در اين سفر با دانش پژوهان و طلاب رشته زبان روسي طي يك جلسه صميمي گفتگو و به بررسي مشكلات و همچنين نحوه پيشرفت آنان در اين رشته پرداختند.

ايشان با جمعي از طلاب آشنا به زبان انگليسي كه متقاضي برگزاري دوره هاي تربيت مبلغ به زبان انگليسي در مشهد مقدس بودند نيز ديدار كردند.در اين جلسه طلاب خواستار برگزاري اين دوره و مشهد مقدس و استفاده از ظرفيت هاي حوزه علميه مشهد در اين رشته شدند.

همچنين جلسه اي با مسئول برگزاري اين دوره جناب آقاي حجت الاسلام دكتر محمد عاشوري برگزار شد.                                                                                                                             

همایش «حوزه بین‌الملل، حوزه تمدن ساز»

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل جامع المرتضی علیه السلام به نقل از مهر، همایش حوزه بین‌الملل، حوزه تمدن ساز قبل از ظهر پنج‌شنبه با حضور علما، اندیشمندان، فعالان عرصه بین‌الملل و تبلیغ حوزه‌های علمیه، در مدرسه امام کاظم(ع) قم برگزار شد.

در این مراسم آیت الله علیرضا اعرافی مدیر حوزه‌های علمیه، حجت الاسلام قمی معاون روابط بین‌الملل دفتر مقام معظم رهبری و حجت الاسلام حسینی کوهساری مسئول مرکز ارتباطات و بین‌الملل حوزه‌های علمیه کشور سخنرانی کردند.همچنین دو تن از فعالان عرصه تبلیغ بین‌المللی نیز به سخنرانی پرداختند.

غفلت برای دشمن فرصت‌آفرین است

حجت‌الاسلام فتحی، از فعالان عرصه بین‌الملل در این مراسم اظهار داشت: مقام معظم رهبری فرمودند که لازم است هدف بلند ترسیم شود و آن ایجاد تمدن درخشان اسلامی است.

وی افزود: با توجه به تسری دادن این نگاه و داشتن نگاه عالمانه به مسائل گوناگون همان‌طور که رهبری فرمودند باید نگاه اجتهادی در همه زمینه‌ها، برای ایجاد تمدن‌سازی اسلامی داشته باشیم.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: غفلت برای دشمن فرصت‌آفرین است به خصوص در شرایطی که در حال حاضر توجه به حوزه علمیه قم زیاد شده و دوستان و دشمنان تفکر انقلاب و حوزه افزایش یافته است.

وی افزود: همان‌طور که رهبر معظم انقلاب اسلامی، ایجاد تمدن اسلامی مبتنی بر معنویت و متکی به وحی و هدایت الهی است و قطعاً موتور متحرک این تمدن، حوزه علمیه است و برنامه‌ریزی‌ها نیز باید متناسب با این هدف بلند باشد.

حجت الاسلام فتحی اظهار داشت: به نظر بنده ایجاد مرکز پژوهش‌های بین‌المللی با دو رویکرد ضروری است؛ رویکرد نخست توصیفی است یعنی شناخت همه مناطق جهان و ظرفیت‌ها و شناخت جنگی که دشمن در همه مناطق ایجاد کرده است.

وی ادامه داد: رویکرد دوم نیز تعیین راهبردهای کلان با همفکری همه متفکران است که بتوانیم در عرصه کلان بین‌المللی فعالیت داشته باشیم البته حدود و صغور این مرکز باید روشن باشد.

این فعال بین‌المللی اضافه کرد: هر کاری در عرصه بین‌المللی باید با رویکرد انقلابی و در تراز انقلاب اسلامی باشد.

اسلام ستیزی و هراسی در روزنامه‌های آمریکای لاتین

همچنین حجت الاسلام سیدجواد میرجعفری در این همایش اظهار داشت: اسلام ستیزی و هراسی در روزنامه‌های آمریکای لاتین بیداد می‌کند و دروغ و تهمت فراوان است و به مقدسات ما توهین می‌کنند.

وی افزود: آن‌قدر تبلیغات منفی شده است که ما را به جای داعش و دیگران می‌گیرند؛ و قرآن و اسلام را خشونت طلب معرفی می‌کنند.

این فعال بین‌الملل اضافه کرد: حوزه نباید در صحنه‌های متعدد کلامی و فقهی و … غایب باشد البته مؤسساتی تأسیس شده و کتب خوبی هم ترجمه شده است ولی نتایج لازم را نداریم.

وی افزود: طلابی را می‌شناسیم که اتاق منزل خود را استودیو کرده‌اند و مطالب دینی را به زبان‌های مختلف منتشر می‌کنند ولی چقدر از آنان حمایت می‌شود؟

حجت الاسلام میرجعفری تأکید کرد: حوزه و معاونت تبلیغ اگر بستری را برای طلاب زبان دان معرفی کنند تا پیام انقلاب اسلامی به اقصی نقاط دنیا برسد شاهد تحول عظیمی در این زمینه خواهیم بود.

وی افزود: دشمن از ورود ما به فضای رسانه‌ای غرب واهمه و ترس دارد زیرا می‌داند اگر این فضا ایجاد شود تأثیرگذاری ما کم نخواهد بود.

تجلیل از فعالان عرصه تبلیغ بین‌الملل آخرین بخش این برنامه بود.

آغاز فعالیت تبلیغ مجازی در مؤسسه بين المللي المرتضي (ع)

به گزارش روابط عمومی مؤسسه بين المللي المرتضي (ع)،  فعالیت تبلیغی مبلغان این مرکز در فضای مجازی آغاز شد.با توجه به لزوم فعالیت در فضای سایبر و فراهم شدن فرصت بیشتر فعالیت تبلیغی برای مبلغان مرکز، دور جدید تبلیغ مجازی در این مرکز آغاز شد.

ادامه مطلب

رئیس جامعه المرتضی (ع): حدیث مانند قرآن بین مسلمانان مهجور مانده است

_MG_9173775555

رئیس جامعه المرتضی علیه السلام در جلسه عزاداری شهادت امام صادق (ع) نام این امام همام را یادآور حدیث خواند و گفت: حدیث همچون قرآن بین مسلمانان مهجور مانده است.
حجت الاسلام احمد زادهوش رئیس جامعه المرتضی علیه السلام، در مراسم شهادت امام صادق (ع)  با اشاره به اینکه نام امام صادق یادآور حدیث است، گفت: حدیث همچون قرآن بین مسلمانان مهجور مانده است چرا که اهل سنت که بیشتر مسلمانان هستند تنها به احادیث نبوی اعتنا می کنند و احادیث امامان معصوم (ع) را مورد توجه قرار نمی دهند.
وی جعل حدیث را از مصادیق ظلم به حدیث خواند و افزود: جعل حدیث سبب شده است که منابع روایی ما آمیخته به احادیث مجعول و نادرست شود و کار ما در مراجعه به حدیث دشوار شود.
حجت الاسلام احمد زادهوش گفت: از سلمان فارسی که سال ها با پیامبر زندگی کرده بود تنها 12 یا 13 روایت در منابع اهل سنت نقل شده است در حالی که از ابوهریره که تنها 6 ماه در مدینه زندگی کرده هزاران روایت در منابع اهل سنت موجود است.
وی حدیث را در میان شیعیان نیز مهجور دانست و خاطر نشان کرد: منابع حدیثی ما دریایی از معارف هستند که می توان بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی ما را با استفاده از آنها حل کرد.
وی حدیث را همچون قرآن فصل الخطاب بسیاری از شبهات و سؤالات موجود در جامعه دانست و گفت: حدیث اهل بیت نور است و با بهره گیری از آن و ترویج آن می توان جامعه را نورانی کرد.
حجت الاسلام احمد زادهوش  افزود،بی توجهی به حدیث را حتی در حوزه ها مایه تأسف و تأثر دانست و گفت : باید با توجه و تحقیق در احادیث اهل بیت (ع) جایگاه حدیث را در جامعه احیا کرد.
وی با اشاره به آخرین حدیثی که از امام صادق نقل شده است، گفت: ایشان در آن روایت اهمیت ندادن به نماز را سبب دوری از شفاعت اهل بیت (ع) عنوان کردند و این نکته می تواند ما را متوجه این حقیقت کند که محبت اهل بیت (ع) به تنهایی کفایت نمی کند و بایستی که دستورات اهل بیت (ع) در مراحل مختلف زندگی توجه شود.

ویژه نامه شهادت امام صادق علیه السلام

emam_sadeq2_580388

امام صادق علیه السلام و اتحاد اسلامی

منشور نسل جوان در سیره امام صادق علیه السلام

هدایت و تبلیغ در گفتار و رفتار امام صادق علیه السلام

منشور امام صادق‏ علیه‏ السلام به مبلغان

امام صادق علیه السلام و اتحاد اسلامی

8888

امام صادق (علیه السلام) و اتحاد اسلامی نقش قرآن و اهل بيت عليهم السلام در اتحاد و انسجام اسلامي، نقشي ناشناخته و مبهم نيست. بدون ترديد، “اعتصام به حبل الهي” مهم ترين راهكار پيشگيري از اختلاف و تفرقه در جامعه اسلامي و جامعه بشري است. سوره آل عمران كه بخش مهمّي از موانع اتحاد اسلامي و راهكارهاي آن را برشمرده، در آيه يكصد و سوّم چنين مي فرمايد:

“وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلي شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ”؛(1) ” و همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد. آن گاه كه دشمن يكديگر بوديد، پس ميان دلهاي شما الفت انداخت و در سايه نعمت او با هم برادر شديد. و بر لب گودالي از آتش بوديد، پس شما را از آن رهانيد. اين گونه خدا آيات خود را براي شما بيان مي كند، باشد كه هدايت يابيد.”
تلاوتِ سوره شريف آل عمران نشان مي دهد كه اين سوره، منشور اتحاد و همبستگي اديان توحيدي و امت بزرگ اسلامي است و پس از “الم”، با شعار معروف توحيد “اللَّه لا اله اِلّا هو الحي القيوم” آغاز مي شود. و از نقش قرآن در اتحاد جامعه اسلامي و اختلاف زدايي سخن مي گويد و در مورد متشابهات قرآن از كساني به نام “راسخان در علم” ياد مي كند، كه آنان تفسير و مصاديق اصيل آيات قرآن را مي دانند و خردمندان سخن آنان را مي پذيرند.
رجوع به قرآن، راهكار اختلاف زدايي در جامعه اسلامي است. امّا اگر در تفسير و تأويل كتاب الهي اختلاف پيش آيد، راهي جز مراجعه به اهل بيت نبوي صلي الله عليه وآله وجود ندارد؛ همانها كه عِدل و شريك و مفسّر آيات الهي هستند.
در همه عالم، قانون اساسي كشورها مرجع حل اختلافاتِ گروهها و جناحهاي گوناگون است و اگر در تفسير قانون اساسي اختلاف پيش آمد، راهكاري براي حل اختلاف پيش بيني كرده اند. قرآن، قانون اساسي و كتاب مواضع مشترك امت اسلامي و مجموعه جهان بيني و ايدئولوژي و آئين نامه مسلماني است و اگر در تفسير آن اختلافي پديد آيد، اهل بيت پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله مصداق دوم “حبل اللَّه” و يادگار ماندگار نبوي براي حل مشكلات امت هستند. بشريت بدون توحيد راهي به سوي فلاح ندارد و امت اسلامي بدون شناخت و اطاعت از آل محمّدصلي الله عليه وآله دين و دنياي خويش را با خطر مواجه مي سازد.
ابو سعيد خدري نقل كرده است كه پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله فرمود:
“إِنِّي أَوْشَكَ أَنْ أُدْعَي فَأُجِيبَ فإِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ، كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتي ، كِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ أَخْبَرَنِي أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا بمَاذَا تُخَلِّفُوني ؛(2)
به راستي نزديك است كه مرا [به سوي دار باقي ] بخوانند پس اجابت كنم. حقا من دو شي ء گران در ميان شما مي گذارم. كتاب خدا و عترتم. كتاب خدا كه ريسماني كشيده بين آسمان و زمين است و خاندانم، كه اهل بيتم هستند.
و همانا خداي ريزبين و آگاه، به من خبر داده كه اين دو از يكدگر جدا نمي شوند، تا در حوض (كوثر) بر من وارد شوند، پس بنگريد كه پس از من چه مي كنيد.”
در برخي روايات تصريح شده كه “نحن الحبل”(3) منظور از حبل اللَّه مائيم.
امام صادق عليه السلام به عنوان بزرگ ترين مفسّر قرآن و يادگار رسالت، در عصر خويش محور برادري و اتحاد و عامل همبستگي امت اسلامي است. بشريت تنها با شناخت انديشه و عمل و اخلاق آن بزرگوار مي تواند راهي به سوي اتحاد جهاني و برادري جوامع بشري بر روي خويش بگشايد.
اگر بپذيريم توحيد، زيربناي فكري اتحاد جامعه بشري است، همه تلاشهاي امام صادق عليه السلام در قلمرو توحيد نظري و عملي و توحيد در ذات و صفات و افعال الهي، اقداماتي زير بنائي در جهت وحدت و همدلي بشريّت محسوب مي شود.
و اگر بپذيريم اعتقاد به عدل الهي، پشتوانه اخلاق و عدالت اجتماعي و عامل اتحاد اسلامي است، همه رهنمودهاي امام صادق عليه السلام در زمينه عدل الهي و روشنگري در قلمرو جبر و تفويض، بخشي از كارنامه صادق آل محمّد در زمينه نشر مباني فكري و رواني اتحاد اسلامي است.
ابو احمد زاهد سمرقندي بدون ذكر واسطه از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه مردي درباره اساس دين از آن بزرگوار پرسيد، حضرت فرمود: “إِنَّ أَسَاسَ الدِّينِ اَلتَّوْحِيدُ وَ الْعَدْلُ؛(4) اساس دين توحيد و عدل است.”
در يك سخن مي توان گفت توحيد، جهان بيني اتحاد اسلامي براي عموم انسانهاست و عدل مولود عقيده به توحيد عملي و پشتوانه ايدئولوژي برادري ديني و عدالت اجتماعي است.

كارنامه اهل بيت عليهم السلام در موضوع اتحاد اسلامي و فراخوان جوامع بشري به همدلي و همفكري و همكاري براساس توحيد و عدل كارنامه اي درخشان و بلند و پر حجم است و بررسي رفتار و گفتار امام صادق عليه السلام در زمينه هاي زير مي تواند، نقش آن امام بزرگوار را در اتحاد مسلمين بيش تر روشن سازد:
1. امام صادق عليه السلام و اصلاح ذات البين؛
2. امام صادق عليه السلام و نشر اخلاق برادري؛
3. امام صادق عليه السلام و حل اختلافات فكري پيروان اهل بيت عليهم السلام
4. امام صادق عليه السلام و ارائه راهكار حل اختلافات حقوقي شيعه؛
5. امام صادق عليه السلام و پاسداري از اصل صداقت و راستي؛
6. امام صادق عليه السلام و تأكيد بر اصل همزيستي و مدارا با اهل سنّت و فرق گوناگون اسلامي؛
7. امام صادق عليه السلام و رعايت امانت در رابطه با عموم انسانها؛
8. امام صادق عليه السلام و تأكيد بر پاسداري از عهد و ميثاق در روابط انسانها، صرف نظر از دين و مذهب و رفتار طرف مقابل؛
9. امام صادق عليه السلام و تأكيد بر صله ارحام و حفاظت از پيوندهاي خويشاوندي؛
10. امام صادق عليه السلام و عدم طرح مسائل اختلاف انگيز، مثل قضا و قدر و خلق قرآن و… ؛
11. امام صادق عليه السلام و تأكيد بر نماز جمعه و جماعت و اعياد اسلامي؛
12. مبارزات فكري، فرهنگي امام صادق عليه السلام با حاميان تفكّر مادّي مثل ابن ابي العوجاء، ابن طالوت، ابن اعمي و عموم؛
13. مبارزات امام صادق عليه السلام با انديشه هاي انحرافي، غلات، اهل رأي و قياس، صوفيان، و جاعلان حديث؛
14. مبارزات امام صادق عليه السلام با نظام فاسد سياسي؛
15. اقدامات فرهنگي امام صادق عليه السلام در برابر اوضاع فاسد اجتماعي؛
16. ساماندهي تشكيل پيروان عترت عليهم السلام در برابر خلافت عباسي؛
17. كنترل انقلابيون تندرو و ناآشنا با شرائط اجتماعي؛
18. گرفتن وجوهات شرعي و حمايت مالي از محرومان جامعه اسلامي؛
19. گسترش فقه ناب اسلامي در برابر فتاوي انحرافي؛
20. امام صادق عليه السلام و نشر فرهنگ قرآن و علوم قرآني.
امام صادق عليه السلام و برخورد هوشيارانه ايشان با نمايندگان و كارگزاران دولت عباسي زمينه “جهاد فرهنگي” بزرگي را فراهم آورد. هر كدام از محورهاي فوق، بخشي از كارنامه امام ششم را نشان مي دهد، كه چگونه امام صادق عليه السلام همچون ديگر پيشوايان پاك اسلام در جهت “عبادت الهي” و “عدالت اجتماعي” و “تحكيم روابط امت اسلامي” و هدايت جامعه بشري گام برداشتند. براي نمونه يك برنامه وحدت آفرين آن پيشواي پاك يادآوري مي شود: مفضّل بن عمر مي گويد: “قال ابو عبداللَّه عليه السلام “إِذَا رَأَيْتَ بَيْنَ اثْنَيْنِ مِنْ شِيعَتِنَا مُنَازَعَةً فَافْتَدِهَا مِنْ مَالِي(5)؛ هرگاه بين دو نفر از شيعيان ما درگيري [مالي ] ديدي، آن را با پرداخت اموال من حل كن.”
صرف وجوهات شرعي در جهت اتحاد و برادري پيروان اهل بيت و حل اختلافات دروني، يكي از برنامه هاي معروف صادق آل محمّدصلي الله عليه وآله است.
آن بزرگوار در زمينه اخلاق وحدت آفرين رهنمودهايي عميق ارائه داده و “زير بناي رواني” و “راهكار مهرورزي” را روشن كرده است. از جمله مي فرمايد: “ثَلَاثَةٌ تُورِثُ الْمَحَبَّةَ الدِّينُ وَ التَّوَاضُعُ وَ الْبَذْلُ؛(6) سه چيز است كه دوستي و محبت پديد مي آورد. دينداري، فروتني و بخشندگي.

اين رهنمود امام امروز هم مي تواند منشور اتحاد و برادري تلقّي گردد و مايه مهرباني و مهرورزي در سراسر دنيا و تاريخ بشر باشد.
امام صادق عليه السلام نه زمينه قيام مسلحانه و كنترل نظامي دنياي اسلام را فراهم مي ديد و نه سازش با حكّام ستمگر و دنياگراي بلاد اسلامي را مشروع مي دانست؛ از اين رو “جهاد فرهنگي” و ساختن نيروهاي لازم براي گسترش فرهنگ قرآن و عترت عليهم السلام را اولويت بخشيد و با ايجاد تشكّلي قوي از هواداران عترت و هدايت افكار عموي در جهت اهداف نبوي صلي الله عليه وآله گام برداشت. و ذخيره اي عظيم براي همه عصرها و نسلها باقي گذاشت.
و سرانجام در 25 شوال 148 ه . به ملكوت الهي پر كشيد. سلام بر او روزي كه تولد يافت و روزي كه بذر توحيد و عدالت و اتحاد اسلامي را در قلبها افشاند و روزي كه به آستان قدس ربوبي پرواز كرد.

پی نوشت :

1) آل عمران/103
2) معاني الأخبار، چاپ جامعه مدرسين، ص 90.
3) الامالي، شيخ طوسي، ج 1، ص 278.
4) بحارالأنوار، ج 4، ص 264.
5) الكافي، ج 2، ص 209.
6) بحارالأنوار، ج 75، ص 229.

منشور نسل جوان در سیره امام صادق علیه السلام

,9A1'D5'/B

جوانان و نوجوانان در هر جامعه ای گنجینه های سرشاری هستند كه اگر مربیان و متولیان برای این قشر عظیم سرمایه گذاری شایسته انجام داده و این گروه فعال و پرشور را با رفتار حكیمانه و تكریم شخصیت و احترام به نیازها، به اهداف مطلوب و ایده آل خود هدایت نمایند، علاوه بر این كه آنان را از خطر انحراف و تردید در هویت و آسیب های اجتماعی مصونیت بخشیده اند، قلب های پاك و زلال آنان را به سوی خوبی ها، زیبایی ها و اخلاق پسندیده رهنمون شده اند، و جامعه آینده را از نظر سلامتی و حفظ ارزش ها و فرهنگ، بیمه نموده اند. امام صادق علیه السلام در مورد سرمایه گذاری معنوی برای نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه های منحرف و كج اندیش، می فرماید: «با درو احداثكم بالحدیث قبل ان یسبقكم الیهم المرجعة (1) ؛ نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا كنید قبل از این كه مرجعه (یكی از گروه های منحرف) بر شما پیشی گیرند.

ارتباط با نسل جوان
هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتی كه دارد امروزه بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و دل سوزان جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان دارای خصوصیات عاطفی، اجتماعی و جسمانی است. حساسیت، تنوع خصلت های رفتاری، هیجان های درونی، علاقه شدید به دوستی با همسالان، عدم كنترل رفتار، حب ذات، الگو پذیری و تقلید، افتخار به شخصیت و تشخص طلبی و میل به آزادی، شمه ای از ویژگی های اوست.
با توجه به این ویژگی ها، شیوه رفتاری امام صادق علیه السلام با جوانان، و همچنین سخنان و دستور العمل های آن حضرت برای جوانان و برخورد با آنان، بهترین نسخه شفا بخش و راهگشاست. نگاه های مهربان، بزرگداشت شخصیت، توجه به استعداد و صلاحیت آنان، احترام به نیازهای فردی و اجتماعی، رفتار محبت آمیز و حكیمانه و سرشار از عاطفه و خلوص، موجب جذب جوانان به سوی آن حضرت بود و شیفتگی آنان به رهبر خویش، ریشه در شیوه رفتار و گفتار آن حضرت نسبت به مخاطبین و شاگردان خویش دارد.
آن حضرت به سرعت پذیرش سجایای اخلاقی در نوجوانان توجه كرده و به ابوجعفر؛ مؤمن طاق می فرماید:
«علیك بالاحداث فانهم اسرع الی كل خیر؛ (2) بر تو باد تربیت نوجوانان، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبی ها را می پذیرند..»
در اینجا چند نمونه از رفتار آن حضرت را در برخورد با نسل جوان می خوانیم:
1 – آن روز یكی از شلوغ ترین ایام حج بود. امام صادق علیه السلام با گروهی از یارانش گفت و گو می كرد. در این هنگام هشام بن حكم كه تازه به دوران جوانی گام نهاده بود، خدمت امام رسید. پیشوای شیعیان از دیدن این جوان شادمان شد، او را در صدر مجلس و كنار خویش نشاند و گرامی داشت. این رفتار امام، حاضران را كه از شخصیت های علمی شمرده می شدند، شگفت زده ساخت. وقتی امام علیه السلام آثار شگفتی را در چهره حاضران مشاهده كرد فرمود: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده؛ این جوان با دل و زبان و دستش (با تمام وجود) یاور ماست..» سپس برای اثبات مقام علمی هشام برای حاضرین، درباره نام های خداوند متعال و فروعات آن ها از وی پرسید و هشام همه را به نیكی پاسخ گفت. آن گاه حضرت فرمود: «هشام! آیا چنان فهم داری كه با منطق و استدلال دشمنان ما را دفع كنی، هشام گفت: آری. امام فرمود: «نفعك الله به و ثبتك؛ خداوند تو را از آن بهره مند سازد و [در این راه] ثابت قدم بدارد..» هشام می گوید: بعد از این دعا هرگز در بحث های خداشناسی و توحید شكست نخوردم. (3)

2 – مفضل بن عمرو نماینده امام صادق علیه السلام در شهر كوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشكلات دینی، مالی و اجتماعی مردم كوفه رسیدگی كند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحكمی برقرار كرده بود، برای همین عده ای این دوستی را نتواستند تحمل كنند، ناچار به شایعه و افتراء روی آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخواری، ترك نماز، كبوتر بازی و حتی به سرقت و راهزنی متهم كردند. این گروه، كه ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده می شدند، شایع كردند كه مفضل افراد بی مبالات و لاابالی را پیرامونش گرد آورده است. وقتی این شایعات به اوج رسید، گروهی از مومنان و مقدسان كوفه به محضر امام صادق علیه السلام چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و كبوتر باز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد..»
امام صادق علیه السلام بدون این كه با آنان در این باره سخن بگوید، نامه ای برای مفضل نوشته، مهر كرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح كرد كه نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند. آنان به كوفه برگشتند و دسته جمعی به خانه مفضل شتافتند و نامه امام صادق علیه السلام را به دست مفضل دادند. وی نامه را گشود و متن آن را قرائت كرد. امام علیه السلام به مفضل دستور داده بود كه: چیزهایی بخرد و به محضر امام علیه السلام ارسال كند. در این نامه اصلا اشاره ای به شایعات نشده بود. مفضل نامه راخواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اكنون چه باید كرد؟ گفتند: این اشیاء خیلی هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر كنیم و از شیعیان یاری جوییم. در واقع هدفشان این بود كه فعلا خانه مفضل را ترك كنند. مفضل گفت: تقاضا می كنم برای صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند. مفضل افرادی را به سراغ همان جوانانی كه از آن ها بدگویی شده و به كارهای ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار كرد. وقتی نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق علیه السلام را برای آنان خواند. آنان، با شنیدن كلام امام صادق علیه السلام برای انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت كوتاهی بازگشتند. هر كدام به اندازه وسع خویش روی هم نهاده و در مجموع 2 هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند. آن گاه مفضل به شكایت كنندگان كه هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما می گوئید این جوانان را از خودم برانم و گمان می كنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟! (4)
در اینجا به بخشی از شیوه ها و راه كارهای عملی برخورد و هدایت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمدعلیهم السلام می پردازیم:
1 – رفتار نیكو و ملایم
نوجوان قلبی پاك و روحی حساس و دلی نازك و عاطفی دارد. در برخورد با او باید راه نرمی و ملایمت پیش گرفت. نگاه مهربان، ارزش دادن به شخصیت و رفتار خوش، بهترین شیوه ارتباط با اوست. محبت، اظهار علاقه، صدا كردن با القاب، عناوین و نام های زیبا او را به سوی مبلغ و مربی جذب می كند و در این حال می توان ارتباط قلبی و عاطفی با او ایجاد كرد، سخنانش را شنید، راهنمایی كرد، لغزش ها را متذكر شد و بالاخره درعالم دوستی كه یك ارتباط شدید روحی و عاطفی برقرار است، می توان صفات زیبا را به او القاء نمود، نیازهای بسیاری را از او برطرف كرد و از آلودگی ها او را بر حذر داشت، زیرا گرایش جوان به خوبی ها و زیبایی ها از دیگران بهتر و سریع تر انجام می پذیرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «من لم تكن فیه ثلاث خصال لم ینفعه الایمان: حلم یرد به جهل الجاهل. و ورع یحجزه عن طلب المحارم. و خلق یداری به الناس؛ (5) هر كس سه خصلت را دارا نباشد از ایمان خود سودی نخواهد برد: اول – بردباری، كه جهل نادان را برطرف كند. دوم – پارسائی، كه او را از حرام باز دارد. سوم – رفتار نیكو كه با مردم مدارا نماید..»

2 – آگاهی دادن در مسائل دینی
یكی از علل دین گریزی برخی جوانان و نوجوانان عدم آگاهی به مسائل دینی است. زیرا انسان طبیعتا هر چه را نشناسد به سویش نمی رود و افكار واحساسات و حواس خود را به سوی آن معطوف نمی دارد. اما شناخت و آگاهی از خوبی ها و زیبائی ها به ویژه اطلاع از منافع آن، سریعا انسان نفع طلب را به آن جذب كرده و آن را در نزد شخص، دوست داشتنی می كند. برای همین اگر جوانان با آثار و بركات و احكام و معارف دین آشنا شوند، فاصله آنان با حقایق دینی كم خواهد شد. افزون بر این، نسل جدیدی كه معمولا از مسائل و حقایق دینی بی اطلاع یا كم اطلاع است و بصیرت و معرفت كافی از دین ندارد، تحت تاثیر تبلیغات و هجمه های فرهنگی دشمنان قرار می گیرد.
امام صادق علیه السلام به بشیر دهان (روغن فروش) فرمود: «لا خیر فی من لا یتفقة من اصحابنا یا بشیر ان الرجل منهم اذا لم یستغن بفقهه احتاج الیهم فاذا احتاج الیهم ادخلوه فی باب ضلالتهم و هو لا یعلم؛ (6) از دوستان ما كسی كه در دین خود اندیشه و تفقه نكند ارزش ندارد. ای بشیر! اگر یكی از دوستان ما در دین خود تفقه نكند و به مسائل و احكام آن آشنا نباشد، به دیگران (مخالفین ما) محتاج می شود، هر گاه به آن ها نیاز پیدا كرد آنان او را در خط انحراف و گمراهی قرار می دهند در حالی كه خودش نمی داند..» ضرورت یادگیری احكام دینی در منظر پیشوای ششم آنقدر مهم است كه می فرماید: «لو اتیت بشاب من شباب الشیعة لایتفقه لادبته؛ (7) اگر به جوانی از جوانان شیعه برخورد نمایم كه در دین تفقه نمی كند او را تادیب خواهم كرد..»

3 – شناساندن آسیب های اجتماعی
آشنا نبودن نسل جدید با آفت های اجتماعی موجب افت ارزش های اخلاقی و توفیق دشمنان فرهنگی و رواج خلاف و حرام در میان آنان می باشد. اگر جوانان مسلمان با این آفت ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در میان افراد جامعه اطلاع یابند، بنابر فطرت پاكی كه خداوند در نهاد آن ها قرار داده از آن آفت ها فاصله خواهند گرفت و دامن خویش را به چنین آفت های اجتماعی آلوده نخواهند كرد. صادق آل محمد علیه السلام مواردی از آفت های اجتماعی را چنین فهرست كرده است: الف) ستم كردن ب) فریبكاری ج) خیانت د) تحقیر و خوار كردن دیگران ه) اف گفتن: (نق بزند، غرغر كند و به این وسیله زحمات دیگران را نادیه گرفته و خود را چیزی پندارد.) و) دشمنی، كینه توزی و اظهار عداوت با برادران دینی ز) تهمت زدن ح) داد و فریاد و پرخاشگری ط) طمع كاری و حرص به دنیا.
«و ان لایظلمه و ان لایغشه و ان لایخونه و ان لایخذله و ان لایكذبه و ان لایقول له اف و اذ قال له اف فلیس بینهما ولایة و اذ قال له انت عدوی فقد كفر احدهما و اذا اتهمه انماث الایمان فی قلبه كما ینماث الملح فی الماء؛ (8) به برادر ایمانی خود ستم ننماید، او را فریب ندهد، به او خیانت نكند، او را كوچك نشمارد، او را دروغگو نخواند، به او اف نگوید و اگر به او اف بگوید (غرغر كند) لایت بین آن دو قطع می شود و اگر به برادر ایمانی اش بگوید تو دشمن من هستی، یكی از آن دو كافر [باطنی] می شود و اگر برادرش را متهم نماید، ایمان در قلب او ذوب می شود مانند ذوب شدن نمك در آب..» (9)

4 – ترغیب به دانش افزایی
یك جوان مسلمان باید از علوم روز آگاهی كافی داشته باشد. تخصص در كنار تعهد یك اصل مسلم و تردید ناپذیر در فرهنگ ما است. كسانی در عرصه زندگی به اهداف دلخواه خود می رسند كه با شناخت دانش ها و مهارت های عصر خود به قله های سعادت نائل شده و با تعهد و ایمان خویش، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب می كنند. از منظر حضرت صادق علیه السلام كسب دانش و مهارت های فنی برای یك جوان ضروری است، آن حضرت می فرماید: «لست احب ان اری الشاب منكم الا غادیا فی حالین، اما عالما او متعلما؛ (10) هیچوقت دوست ندارم یكی از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینكه در یكی از دو حال، شب و روز خود را سپری كند: یا دانا باشد یا یاد گیرنده..»

5 – عادت دادن به حسابرسی
یك تاجر زمانی در كار خود پیشرفت می كند كه در هر شبانه روز به حساب خود رسیدگی كرده و سود و زیان معاملات خویش را بداند و گرنه بعد از مدت كوتاهی سرمایه و هستی خود را از دست خواهد داد. جوانی، یك سرمایه و فرصت بسیار عالی برای هر شخص می باشد. اگر یك جوان به حساب عمر خود رسیدگی نكند و نداند كه آیا در مقابل عمر خویش چه چیزی به دست آورده است، در آینده ای نه چندان دور سرمایه معنوی خویش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه اش برسد و ببیند كه در مقابل هر روز از دست رفته، یك قدم به سوی كمال برداشته، خوشحال شده و آن را تكرار كند و در مقابل انحطاط فكری و اخلاقی غمگین گشته و سعی در جبران آن داشته باشد، بدیهی است كه رو به سوی رشد و ترقی خواهد نهاد. امام صادق علیه السلام به ابن جندب كه یك جوان فعال و پرشور و باایمان بود می فرماید: «یا بن جندب! حق علی كل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فی كل یوم و لیلة علی نفسه فیكون محاسب نفسه فان رای حسنة استزاد منها و ان رای سیئة استغفر منها و لئلا یخزی یوم القیامة؛ (11) ای پسر جندب! هر مسلمانی كه ما را می شناسد شایسته است كه رفتار و كردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خویش باشد تا اگر كار نیكی در آن ها دید، بر آن بیفزاید و اگر كار بدی در اعمال خود مشاهده نمود، از آن ها توبه كند، تا در روز قیامت دچار ذلت و حقارت نشود..»

6 – تعدیل حس دوست خواهی
انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت می كند. او در همنشینی با رفیق شفیق، نشاط و نیرو می گیرد و این یك نیاز طبیعی اوست و باید ارضاء شود. یك جوان در اثر این حس به سمت دوستان و همفكران خود كشیده می شود، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود می باشد. از طرف دیگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانی و نپختگی نگرش عقلانی، ممكن است در دام دوستان ناباب و یا صیادان و شیادان بیفتد. از این رو در انتخاب یك دوست ممكن است دچار مشكلات گردد. امام جعفر صادق علیه السلام دقیقا روی همین نكته انگشت اشارت نهاده و به جوانان چنین رهنمود می دهد: «الاخوان ثلاثة: فواحد كالغذاء الذی یحتاج الیه كل وقت فهو العاقل. و الثانی فی معنی الداء و هو الحق. و الثالث فی معنی الدواء فهو اللبیب؛ (12) دوستان سه دسته هستند. اول: كسی كه مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است. دوم:كسی كه [برای انسان] مانند بیماری و درد [رنج آور] است، و او دوست احمق [و نادان] است و سوم: كسی كه وجودش برای فرد همانند داروی حیات بخش است، و آن رفیق روشن بین [و اهل تفكر] است..»

7 – ضرورت ازدواج
هر جوانی فطرتا نیازمند ازدواج است و باید به این نیاز خدادادی و طبیعی از طریق مشروع جواب داد. اما بعضی جوانان با بهانه قرار دادن بعضی مشكلات و سختی ها از این سنت الهی روی بر تافته و خود را در دام نفس شیطانی گرفتار می كنند. به آنان باید توجه داده شود كه این پیمان مقدس در میان تمام ملت ها وجود داشته و محبوبترین بنیان نزد خداوند متعال است. با ازدواج، شخصیت و ایمان دو جوان كامل می شود. صادق آل محمد علیه السلام فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الآخر؛ (13) كسی كه ازدواج كند نصف دینش را حفظ كرده است پس باید در نصف دیگرش تقوای الهی پیشه كند..»
و در حدیث دیگری آن حضرت به جوانان چنین پیام داد: «ركعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین ركعة یصلیها اعزب؛ (14) دو ركعت نماز كه فرد ازدواج كرده می خواند بر 70 ركعت نماز یك فرد مجرد برتری دارد..»

8 – تشویق به نماز
بر اساس متون دینی ما نماز عامل كمال انسان و حافظ او از آلودگی ها و صفات مذموم و ناپسند است. همچنین این رفتار معنوی تاثیر بسزایی در بیدار كردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد. نماز تسلی بخش و آرامش بخش دل های مضطرب در انسان های خسته و نگران است. نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترین وسیله ارتباط صمیمانه رب العالمین است. تجربه و آمار گواهی می دهد كه درصد بالایی از خلافكاران و هنجارشكنان در جامعه اسلامی در خانواده هایی بزرگ شده اند كه یا نماز نمی خوانند و یا آن را سبك می شمارند. پیشوای ششم جایگاه مهم نماز را در زندگی و رفتار روزانه یك مسلمان برای اقشار مختلف به ویژه جوانان تبیین نموده و فرمود: «اول ما یحاسب به العبد علی الصلوة فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله؛ (15) [روز قیامت] اولین چیزی كه از بنده محاسبه می شود نماز است. اگر از او نماز پذیرفته شد، سائر اعمالش پذیرفته می شود اما اگر نماز او رد شد سایر اعمال [نیك] او نیز رد خواهد شد..»
آن حضرت در مورد زیان هایی كه در اثر دوری از نماز برای انسان رخ می دهد به ابن جندب فرمود: «ویل للساهین عن الصلوات، النائمین فی الخلوات، المستهزئین بالله و آیاته فی الفترات اولئك الذین لاخلاق لهم فی الآخرة و لا یكلمهم الله یوم القیامة و لا یزكیهم و لهم عذاب الیم؛ (16) وای بر آن ها كه از نماز غفلت كنند و در خلوت بخوابند و خدا و آیاتش را در دوران ضعف دین استهزاء كنند، آنان كسانی هستند كه در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قیامت با آنان سخن نخواهد گفت و آنان را تبرئه نخواهد كرد و عذاب دردناك برای آن هاست..»

 9 – تقویت اندیشه های مثبت
با تقویت تفكر مثبت در جوانان می توان صفات نیك و خصلت های زیبا را در وجود آن ها ایجاد كرد. آن گاه با فضاسازی مناسب و به وجود آوردن بسترهای لازم، آن ها را به تكرار رفتارهای مثبت متمایل كرده و آن رفتارها را به صورت عادات پایدار در وجود آنان در آورد. بخشی از اندیشه های مثبت در كلام امام جعفر صادق علیه السلام عبارتند از:

الف) زیارت دوستان و تقویت حس همیاری: آن حضرت نیكی به دوستان و دیدار آنان را برترین عبادت برشمرده و فرمود: «ما یعبد الله بمثل نقل الاقدام الی بر الاخوان و زیارتهم؛ خداوند به چیزی همانندگام برداشتن در راه نیكی به برادران دینی و دیدار و زیارت آن ها عبادت نشده است..»

ب) انس با خدا: چه زیباست كه جوانان پاك همیشه خدا را بهترین انیس خود بدانند و در سختی ها او را همدم و پناهگاه خویش بر گزینند. آن حضرت فرمود: «آنسو بالله واستوحشوا مما به استانس المترفون؛ (17) [انسان های با ایمان] با خدا انس گرفته اند و از آنچه كه مال اندوزان و دنیا پرستان به آن انس گرفته اند، در هراسند..» آری آنان از نعمت های خداوندی بهره می برند، اما به آن ها دل نمی دهند. آنان دلبسته خدا بوده و با یاد او آرام می شوند.

ج) پایداری در راه هدف: پایداری در راه ایمان و عقیده از عوامل توفیق و پیروزی است. یك جوان آن گاه به آرزوهای مشروع و دلخواه دست می یابد كه پشتكار و استقامت داشته باشد. مهمترین آرزوی هر جوان نیل به سعادت حقیقی و قرب پروردگار – كه جلوه تمام كمالات، زیبائی ها و خوبی هاست – می باشد. پیشوای صادق شیعیان فرمود: «لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكة و لا ظلهم الغمام و لاشرقوا نهارا و لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم و لما سالوا الله شیئا الا اعطاهم؛ (18) اگر شیعیان ما در راه حق استقامت ورزند، فرشتگان با آنان دست می دهند. ابرهای رحمت بر آن ها سایه می افكند. مانند روز می درخشند، از زمین و آسمان روزی می خورند و آنچه از خدا بخواهند، به آن ها عطا می كند..»

د) دستگیری از افتادگان: معلی بن خنیس می گوید: «امام صادق علیه السلام در شبی بارانی از خانه به سوی ظله بنی ساعده رفت. به دنبال او رفتم، گویی چیزی از دست او بر زمین افتاد. حضرت گفت:
به نام خدا، خداوندا آن را به ما بازگردان. به نزدیك رفته سلام كردم. فرمود: معلی تو هستی؟ عرض كردم! آری فدایت شوم! فرمود: با دست خود زمین را جست وجو كن، هر چه یافتی آن را به من بازگردان.
معلی می گوید: نان های زیادی روی زمین افتاده بود. یكی یكی، دوتا دوتا پیدا می كردم و به آن حضرت می دادم. كیسه ای پر از نان همراه آن حضرت بود و از سنگینی آن را به زحمت حمل می كرد. عرض كردم: اجازه دهید آن را من بیاورم؟ فرمود: من از تو شایسته ترم، ولی با من بیا. به ظله بنی ساعده رسیدیم. گروهی را دیدم كه در خواب بودند. آن حضرت یك یا دو قرص نان را در زیر سر آنان می گذاشت. توزیع نان به آخرین نفر كه تمام شد، بازگشتیم. عرض كردم: فدایت شوم! آیا این ها شیعه هستند. فرمود: اگر شیعه بودند حتی در نمك طعام نیز با آنان مواسات و از خود گذشتگی می كردم..» (19)

ه) توجه به غذا: یك جوان مسلمان همچنان كه به سلامت روح خود می اندیشد، در پرورش جسم نیز كوشا است او فردی ضعیف البنیه، كسل و منزوی نیست بلكه به بهداشت غذای خویش در كنار بهداشت روانش توجه دارد. از راه تغذیه صحیح و ورزش جسم خود را تقویت می كند و از راه های مختلف نشاط خویش را به دست می آورد، اما در عین حال به حلال و حرام بودن غذایی كه می خورد توجه كامل دارد و آثار مخرب غذای حرام و غیر مشروع را در وجودش در نظر دارد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «شیعتنا لا یاكلون الجری… و لایشربون مسكرا؛ (20) شیعیان ما مارماهی نمی خورند… و شراب و مسكرات نمی نوشند..»

و) نیك رفتاری با اهل معصیت: در اصلاح رفتار غلط و ناپسند دیگران و كسانی كه به نوعی مرتكب گناه می شوند، باید شیوه ای كارآمد در پیش گرفت و ترس و یاس آنان را در پیوستن به ردیف خوبان از میان برداشت و با نیك رفتاری و امید دادن، روحیه شكست خورده آنان را تقویت نموده و بازسازی كرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «لا تقل فی المذنبین من اهل دعوتكم الا خیرا، واستكینوا الی الله فی توفیقهم؛ (21) در مورد همكیشان گنه كار خود جز خوبی و نیكی چیزی نگو و از خداوند توفیق هدایت آنان را بخواهید..»

ز) در اندیشه شغل حلال: عبدالاعلی بن اعین در یك روز تابستانی بسیار گرم در یكی از كوچه های مدینه امام صادق علیه السلام را ملاقات كرده و به آن بزرگوار عرضه داشت: «فدایت شوم! با این مقام و منزلت و رتبه ای كه نزد خداوند دارید و خویشاوندی كه با پیامبر برای شماست، باز هم برای دنیای خویش تلاش می كنید و در چنین روز گرمی خود را در فشار و سختی قرار می دهید؟! امام در پاسخ فرمود: ای عبدالاعلی! جهت یافتن روزی و درآمد حلال بیرون آمده ام تا از افرادی همانند تو بی نیاز شوم..» (22)

ح) برنامه ریزی صحیح در زندگی: امام صادق علیه السلام می فرمود: «فان الله یعلم انی واجد ان اطعمهم الحنطة علی وجهها و لكنی احب ان یرانی الله قد احسنت تقدیر المعیشة؛ (23) خدا می داند كه می توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده ام را تهیه كنم، اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ریزی صحیح زندگی ببیند..»
1)- التهذیب، ج 8، ص 111.
2)- الكافی، ج 8، ص 93.
3)- بحار الانوار، ج 10، ص 295.
4)- معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 325.
5)- بحارالانوار، ج 75، ص 237.
6)- منیة المرید، ص 375؛ اصول كافی ج 1، ص 25.
7)- بحار الانوار، ج 1، ص 214.
8)- وسائل الشیعه، ج 12، ص 208.
9)- و در حدیث دیگری آن حضرت طمع نورزیدن و پرخاش نكردن را از نشانه های یك شیعه كامل شمردند: شیعتنا لا یهرون هریر الكلب و لایطمعون طمع الغراب (مستدرك، ج 12، ص 69.)
10)- امالی طوسی، ص 303.
11)- تحف العقول، ص 301.
12)- بحارالانوار، ج 75، ص 237.
13)- همان، ج 100، ص 219.
14)- روضة الواعظین، ج 2، ص 374.
15)- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 208.
16)- تحف العقول، ص 302.
17)- همان، 301.
18)- همان، ص 302.
19)- تفیسر عیاشی، ج 2، ص 107. با استفاده از عبارات شهید مطهری.
20)- تحف العقول، ص 303.
21)- همان.
22)- الكافی، ج 5، ص 74.
23)- همان، ص 166، و اعیان الشیعه، ج 1، ص 59.

هدایت و تبلیغ در گفتار و رفتار امام صادق علیه السلام

15951-6137188

مقدمه
آموزه های الهی گویای این است كه یگانه رسالت انبیاء الهی و جانشینان آنها هدایت مردم به سوی پروردگار است. خداوند متعال به پیامبرش فرمود: «وما ارسلناك الا مبشرا ونذیرا»؛ (1) «و ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان بشارت دهنده و انذار كننده..»
و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
«رحم الله خلفائی، فقیل یا رسول الله من خلفائك؟ قال: الذین یحیون سنتی ویعلمونها عباد الله؛ (2) خدا جانشینان مرا رحمت كند. سؤال كردند: یا رسول الله! جانشینان شما كیستند؟ فرمود: كسانی كه روش مرا احیا می كنند و به بندگان خدا یاد می دهند..»
امام صادق علیه السلام كه خود به دلیل مقام امامت دارای شان هدایتگری است، همین شان را برای عالمان دینی نیز قائل است و می فرماید: «الراویة لحدیثنا یشد به قلوب شیعتنا افضل من الف عابد؛ (3) كسی كه احادیث ما را روایت و دلهای شیعیان ما را به وسیله آن محكم كند، از هزار عابد بهتر است..»
از این روی، اینك كه در آستانه شهادت (4) آن امام هدایت قرار گرفته ایم، شایسته است نگاهی گذرا به شیوه های هدایتگری آن حضرت بیندازیم؛ شیوه هایی كه سایه به سایه قرآن كریم پیش رفته و به پیروی از قرآن كریم هدایت را در شكلها و شیوه های متناسب به مسلمانان عرضه نموده است.
ناگفته نماند كه شیوه های امام در هدایت و تبلیغ و تبشیر و ارشاد و دعوت و… كه در راستای وظائف و شان امامت انجام می شد، تاثیرات عمیقی در جامعه آن روز برجای گذاشت. به گونه ای كه علی رغم فراهم نبودن امكان برای اقدامات نظامی و براندازی علنی، همین دست فعالیتهای تبلیغی و هدایتی حضرت، خلفای وقت را به شدت هراسان ساخته و اركان حكومت آنان را لرزان كرده بود.
از این روست كه در مقابل اقدامات این امام هدایت، خلیفه وقت (منصور) می گوید: «وكان امره وان كان ممن لا یخرج بسیف اغلظ عندی و اهم علی من امر عبدالله ابن الحسن فقد كنت اعلم هذا منه ومن آبائه علی عهد بنی امیة؛ (5) كار جعفر بن محمد اگرچه با شمشیر قیام نمی كند، اما برایم سخت تر و مهم تر است از قیام عبدالله بن الحسن. من این را از او و پدرانش در زمان بنی امیه می دانم..»

شیوه های هدایتگری امام صادق علیه السلام
1. استفاده از تشكیلات و انسجام و تربیت و تخصص
امام صادق علیه السلام مؤمنان را به انسجام و تبلیغ گروهی تشویق می كرد. آن حضرت می فرمودند: «رحم الله عبدا اجتمع مع آخر فتذكرا امرنا؛ (6) خدا رحمت كند بنده ای را كه با دیگری همراه شود تا امر ما را یادآوری (تبلیغ) كنند..»
آن حضرت با سازماندهی فكری مكتب، تربیت شاگردان و متخصص كردن آنها در رشته های خاص، معرفی خط مشی تشیع، ایجاد تشكلها با هویت شیعی و… این انسجام را عمق بخشید. نمونه ای از این انسجام و استفاده از متخصصین را به نقل از هشام بن حكم می خوانیم:
«مردی از اهالی شام وارد شد و به امام صادق علیه السلام گفت: می خواهم چند سؤال بكنم. پرسید: درباره چه می خواهی بپرسی؟ گفت: از قرآن، حروف مقطعه، سكون، رفع، نصب و جر. امام فرمود: ای حمران! تو جواب بده. مرد گفت: می خواهم با خودتان بحث كنم. امام فرمود: اگر بر او غلبه كردی، بر من پیروز شده ای. مرد شامی آن قدر سؤال كرد و پاسخ صحیح شنید كه خسته شد و به امام گفت: حمران مرد توانایی است. هرچه پرسیدم، جواب داد. آن گاه حمران به اشاره امام سؤالی پرسید كه او جوابی نداشت.
مرد این بار تقاضای پرسش درباره نحو كرد. امام او را به «ابان.» حواله داد و در فقه به «زرارة بن اعین.» و در كلام به «مؤمن الطاق.» و در استطاعت به «حمزة بن محمد» و در توحید به «هشام بن سالم.» و در امامت به من معرفی كرد و او در همه مغلوب شد.
امام چنان خندید كه دندانش ظاهر شد. مرد شامی گفت: گویا می خواستی به من بفهمانی كه در میان شیعیان چنین مردمی داری؟ امام فرمود: همین طور است. آن مرد به جرگه شیعیان پیوست..» (7)
این رویداد ایجاد انسجام و اقدام گروهی توسط امام صادق علیه السلام را به تصویر می كشد.

2. ذكر آثار و نتایج
روش دیگری كه امام صادق علیه السلام در مسیر هدایت استفاده می كند، ذكر آثار و نتایج مثبت و منفی كارها و نعمتها و… است. در سیره و سخن امام صادق علیه السلام چنین روشی به روشنی دیده می شود. از جمله، در وصیتش به ابن جندب می فرماید: «یا ابن جندب لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكة ولاظلهم الغمام ولاشرقوا نهارا ولاكلوا من فوقهم ومن تحت ارجلهم وما سالوا الله شیئا الا اعطاهم؛ (8) ای پسر جندب! اگر شیعیان ما استقامت كنند، ملائكه با آنان مصافحه می كنند و ابرها بر آنان سایه می اندازند و همانند روز روشن می درخشند و از بالا و پایین روزی می خورند و چیزی از خدا نمی خواهند، مگر اینكه به آنها عطا می كند..»
آن حضرت آثار «نیكی به مؤمن و ادای نماز» و اثر منفی ترك آنها را نیز چنین توضیح می دهد: «یا ابن جندب ان للشیطان مصائد یصطادبها فتحاموا شباكه ومصائده، قلت یابن رسول الله وماهی؟ قال اما مصائده فصد عن بر الاخوان واما شباكه فنوم عن قضاء الصلوات التی فرضها الله. اما انه ما یعبد الله بمثل نقل الاقدام الی بر الاخوان وزیارتهم. ویل للساهین عن الصلوات، النائمین فی الخلوات، المستهزئین بالله وآیاته فی الفترات. اولئك الذین «لا خلاق لهم فی الآخرة ولا یكلمهم الله یوم القیامة ولا یزكیهم ولهم (10) ای پسر جندب! شیطان مكانهایی برای شكار دارد؛ پس مواظب دامها و شكارگاههای او باشید. عبدالله می گوید: پرسیدم: ای پسر رسول خدا، آنها چیست؟ فرمود ابزار شكارش باز داشتن از نیكی به برادران و دام او خفتن از انجام نمازهای واجب است. آگاه باش! همانا خداوند به چیزی مانند گام برداشتن در راه نیكی به برادران و دیدار آنها بندگی نمی شود. وای بر كوتاهی كنندگان بر نمازها، خواب رفته گان در خلوتها و آنها كه در زمان ضعف دین، خدا و آیاتش را مسخره می كنند. آنها هیچ بهره ای در آخرت ندارند. خداوند در روز قیامت با آنها سخن نمی گوید و آنها را نمی بخشد و برای آنها عذابی دردناك است..»
آن حضرت اثر ترك دنیا محوری را نیز چنین یادآور می شود: «ان احببت ان تجاور الجلیل فی داره وتسكن الفردوس فی جواره فلتهن علیك الدنیا واجعل الموت نصب عینك ولا تدخر شیئا لغد واعلم ان لك ما قدمت وعلیك ما اخرت؛ (11) اگر دوست داری در درگاه الهی با خداوند همنشین شوی و در بهشت در جوار او مسكن گزینی، باید دنیا در نظرت بی مقدار باشد و مرگ را همواره جلوی چشمت داشته باشی و برای فردا چیزی نیندوزی و بدان، آنچه قبلا تقدیم داشته ای برای توست و به خاطر كارهای [نیكی] كه به تاخیر انداخته ای ضرر خواهی كرد..»

3. تحریك عواطف انسانی
داستانی زیبا از امام صادق علیه السلام را بشنویم كه در آن حضرت از روش تحریك عواطف سود برده است: شقرانی فردی شراب خوار بود و نمی توانست به دلائلی از دربار منصور دوانیقی سهم و حقوق خود را بگیرد؛ اما امام كه برای كاری نزد منصور رفت، سهم او را نیز گرفت و به وی داد و هنگام دادن حقوقش با لحنی ملاطفت آمیز به او فرمود: «كار خوب از هر كسی خوب است، ولی از تو بهتر و كار بد از هر كسی بد است، ولی از تو به خاطر انتساب به ما زشت تر..»
بعد از آنكه امام از نزد شقرانی رفت، او شدیدا متاثر شد و خود را ملامت كرد. (12)
در موضعی دیگر امام صادق علیه السلام سعی كرد با نشان دادن عمق نفرت خود از همكاری با بنی عباس، یكی از شیعیان را از همكاری با آنان باز دارد؛ لذا فرمود: «ما احب انی عقدت لهم عقدة او وكیت لهم وكاء وان لی ما بین لا بتیها، لا ولا مدة بقلم ان اعوان الظلمة یوم القیامة فی سرادق من نار حتی یحكم الله بین العباد؛ (13) من دوست ندارم برای آنها (بنی عباس) گرهی بزنم، یا در مشكی را ببندم. هرچند در برابر آن ثروت زیادی به دستم برسد، نه، حتی دوست ندارم قلمی برای آنها بر صفحه ای بكشم. همانا كمك كنندگان به ستمگران د ر روز قیامت در سراپرده ای از آتش قرار داده می شوند تا خداوند بین بندگان حكم كند..»

4. بیدار سازی وجدانها
آموزه های الهی نشان می دهد كه انسان هرچند ممكن است در ظاهر حقایق را فراموش كند، اما از درون هرگز دچار فراموشی حقایق نمی شود و با مخاطب قرار دادن درون و فطرت او می توان او را نجات داد و به خود آورد.
خداوند می فرماید: اگر از آنها بپرسی چه كسی آسمانها و زمین را خلق كرد و خورشید و ماه را به تسخیر درآورد، به یقین می گویند خدا؛ «ولئن سالتهم من خلق السموات والارض وسخر الشمس والقمر لیقولن الله.» ؛ (14) و نیز اگر بپرسی چه كسی از آسمان آب می فرستد كه زمین را بعد از مرگش زنده كند، به یقین می گویند خدا؛ «ولئن سالتهم من نزل من السماء ماء فاحیا به الارض بعد موتها لیقولن الله.» (15)
این روش را در سیره امام صادق علیه السلام هم می بینیم؛ روشی كه در آن، امام از مخاطبش می خواهد خود را در موقعیت فرض شده ببیند و ببیند فطرتش چه می جوید و چه می خواهد.
مردی به خدمت امام صادق علیه السلام آمد و گفت: ای زاده رسول خدا! مرا با خدا آشنا كن. خدا چیست؟ مجادله كنندگان بر من چیره شده اند و سرگردانم كرده اند. امام فرمود: «یا عبد الله هل ركبت سفینة قط؟ قال نعم. قال: فهل كسر بك حیث لا سفینة تنجیك ولا سباحة تغنیك؟ قال: نعم، قال: هل تعلق قلبك هنالك ان شیئا من الاشیاء قادر علی ان یخلصك من ورطتك؟ قال: نعم. قال: فذالك الشی ء هو الله القادر علی الانجاء حیث لا منجی وعلی الاغاثة حیث لا مغیث؛ (16) ای بنده خدا! آیا تا به حال سوار كشتی شده ای؟ گفت: آری. فرمود: آیا شده كه كشتی بشكند و كشتی دیگری برای نجات تو نباشد و امكان نجات با شنا را هم نداشته باشی؟ گفت: آری. فرمود: آیا در چنین حالتی به چیزی كه بتواند از آن گرفتاری نجاتت دهد، دلبسته بودی؟ گفت: آری. فرمود: آن چیز همان خداست كه قادر بر نجات است؛ آنجا كه نجات دهنده ای نیست. او فریاد رس است؛ آنجا كه فریادرسی نیست..»

5. ارائه الگو و نمونه
قرآن كریم دوبار ابراهیم علیه السلام را به عنوان الگو معرفی می كند و همچنین درباره پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنة.» ؛ (17) «رسول خدا برای شما الگوی نیكویی است..» و حتی زن فرعون را نمونه معرفی می كند: «ضرب الله مثلا للذین آمنوا امراة فرعون.» ؛ (18) «خدا برای مؤمنین همسر فرعون را مثل می زند..» و… این همه برای آن است كه مخاطبان كلام الهی بتوانند الگویی درك كردنی از انسان مطلوب الهی را بشناسند و بفهمند كه آنچه خدا می خواهد، در عالم واقع و خارج چگونه باید باشد. امام صادق علیه السلام، قرآن كریم، رسول خدا صلی الله علیه و آله، امام علی علیه السلام و شیعیان واقعی را به عنوان الگو معرفی می كند.

مثلا می فرماید:
«علیكم بالقرآن، فما وجدتم آیة نجابها من كان قبلكم فاعملوا به وما وجدتموه هلك من كان قبلكم فاجتنبوه؛ (19) بر شما باد قرآن! هر آیه ای را یافتید كه گذشتگان با [عمل به] آن آیه نجات یافتند، شما هم به آن عمل كنید و هر آیه را دیدید كه بیانگر هلاكت پیشینیان است، شما هم از آن بپرهیزید..» ، «الحافظ للقرآن العامل به مع السفرة الكرام البررة؛ (20) كسی كه حافظ قرآن و عمل كننده به آن باشد، همراه با سفیران والا مقام و نیكوكار [الهی] خواهد بود..»
آن حضرت در كلامی دیگر پیرامون راز ماندگاری و جاودانگی و میثاق عمل بودن قرآن تا قیامت چنین می فرماید: «لان الله تبارك وتعالی لم یجعله لزمان دون زمان ولا لناس دون ناس فهو فی كل زمان جدید وعند كل قوم غض الی یوم القیامة؛ (21) برای اینكه خدای تبارك و تعالی آن را برای زمان یا مردم خاصی قرار نداده است، پس در هر زمان تازه است و نزد هر قومی شاداب است تا روز قیامت..»
درباره الگو معرفی كردن پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان امام صادق علیه السلام هم به روایت ابا هارون توجه می كنیم. وی می گوید: «به حضور امام شرفیاب شدم. فرمود: ای اباهارون! چند روزی است تو را ندیده ام. گفتم: خداوند پسری به من عطا كرد. حضرت فرمود: خدا او را برای تو مبارك گرداند. چه نام نهادی؟ گفتم: محمد. امام صورت مباركش را (به نشانه احترام) به زمین خم كرد تاجایی كه نزدیك بود به زمین بخورد و زیر لب فرمود: محمد، محمد، محمد، جان خودم، فرزندانم، پدرم و جمیع اهل زمین فدای رسول خدا باد! او را دشنام مده، كتك مزن، بدی به او نرسان! بدان در روی زمین خانه ای نیست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اینكه آن خانه در تمام ایام مبارك خواهد بود..» (22)
6. تشبیه و تمثیل و محسوس كردن معقول
از كاراترین روشهای هدایت، سود بردن از تشبیه و تمثیل است؛ زیرا مردم امور محسوس را با حواس ظاهری خود به راحتی درك می كنند، به خلاف مسائل عقلی كه نیاز به زحمت فكری و درك عقلی دارند. از این روی، خداوند متعال در آیات متعددی از مثل استفاده می كند و می فرماید: «ویضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذكرون.» ؛ (23) «و خدا برای مردم مثالها می زند. امید است كه متذكر شوند..» و «ولقد ضربنا للناس فی هذا القرآن من كل مثل.» ؛ (24) «در این قرآن برای مردم از هر مثلی استفاده كردیم..»
از مثالهای قرآنی هم می توان به تشبیه «وجود خدا» به «نور» (25) ، «بطلان بخشش با منت.» به «از بین رفتن بذری كه روی سنگ كاشته اند»، (26) و «بخشش و انفاق.» به «رویش هفتصد دانه گندم از یك دانه.» (27) اشاره كرد. امام صادق علیه السلام به طور متعدد از این روش استفاده كرده است. ذكر نمونه هایی از آن ما را با كاربرد بیشتر این روش آشنا می سازد:
الف. تشبیه برای اثبات مصنوع بودن بشر
امام صادق علیه السلام به ابن ابی العوجاء فرمود: «تو مصنوعی (ساخته شده به دست یك علت) یا غیرمصنوع؟ گفت: من غیرمصنوع هستم. (كسی مرا به وجود نیاورده و خود به خود به وجود آمده ام) . امام پرسید: به من بگو اگر مصنوع بودی؛ چگونه می شدی؟ او مدتی سر به زیر انداخت، ولی پاسخی نیافت برای همین با چوبی كه فرا رویش بود، ور می رفت و می گفت: دراز، پهن، عمیق، كوتاه، متحرك، ساكن (همه اینها صفات مصنوع بودن اوست) !
امام فرمود: پس اگر تو ویژگی مصنوع و مخلوق بودن را اینها می دانی، خود را مصنوع قرار بده، همانگونه كه اكنون خود را پدید آمده از آنها می یابی… بگو بدانم اگر كیسه ای از جواهر باشد و كسی بگوید: آیا در كیسه دیناری هست؟ و تو بگویی: نه. آنگاه او بپرسد كه دینار را تعریف كن، و تو دینار را نشناسی، آیا رواست كه تو نادانسته، بودن دینار در كیسه را نفی كنی؟ گفت: نه. امام فرمود: جهان هستی كه بزرگ تر و درازتر و پهن تر از كیسه است. شاید در این جهان هستی صنعتی باشد؛ زیرا كه تو تعریف صنعت و غیرصنعت را نمی دانی.
عبدالكریم درمانده شد و عده ای از یارانش همان جا به اسلام روی آوردند..» (28)

ب. تمثیل برای جواز دو نام برای خدا
هشام بن حكم می گوید: ابوشاكر دیصانی گفت: در قرآن آیه ای هست كه دیدگاه مارا تقویت می كند؛ آیه ای كه می گوید: «هو الذی فی السماء اله وفی الارض اله.» (29) ؛ «اوست كه در آسمان خداست و در زمین خداست..» ، من پاسخش را ندانستم تا آنكه به حج رفتم و امام صادق علیه السلام را از آن آگاه ساختم. فرمود: «این سخن زندیقی خبیث است. هرگاه به سوی او برگشتی، بگو: نام تو در كوفه چیست؟ می گوید: فلان، بگو: نامت در بصره چیست؟ می گوید: فلان. تو بگو: پروردگار ما نیز به این گونه هم در آسمان «اله.» نامیده می شود و هم در زمین و هم در دریا. او در همه مكانها «اله.» نامیده می شود..»
وقتی نزد ابوشاكر آمدم و جواب را دادم، گفت: این پاسخ از حجاز به اینجا رسیده است. (30)

ج. تمثیل برای تجدید عذاب انسان
ابن ابی العوجاء به امام صادق علیه السلام گفت: درباره این آیه چه می گویی: «كلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غیرها»؛ «هربار پوستهایشان بریان گردد، پوستهای دیگری جایگزین می كنیم..» فرض كنیم كه این پوستها گناه كرده و عذاب هم بشوند، گناه پوستهای دیگر چیست؟! امام فرمود: وای برتو! او هم خود آن است و هم غیر آن. ابن ابی العوجاء گفت: این سخن را برای من عقلی (قابل فهم) كن! امام فرمود: بگو بدانم، اگر كسی خشتی را بشكند و بعد به آب آغشته و به گل تبدیل كند و دوباره به شكل اول (خشت) برگرداند، آیا او خود آن و غیر آن نیست؟ گفت: چرا، خدا عمرت دهد. (31)

7. برهان، جدل، مناظره
قرآن كریم آكنده از برهان و استدلال و… است و چنین می فرماید: «قل هاتوا برهانكم.» ؛ (32) «بگو برهانتان را بیاورید..» ، «ادع الی سبیل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة.» ؛ (33) «با حكمت و پند نیكو به سوی پروردگارت دعوت كن..» ، «وجادلهم بالتی هی احسن.» ؛ (34) «با چیزی كه بهتر است با آنان مجادله كن..»
امام صادق علیه السلام علاوه بر آنچه از مناظرات و… گذشت، در مورد جدال احسن نیز می فرمود: «مجادله احسن، مانند مطلبی است كه در آخر سوره یس در مورد منكران معاد آمده است. هنگامی كه استخوان پوسیده را در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دادند و گفتند: چه كسی قدرت دارد آن را زنده كند؟ فرمود: «یحییها الذی انشاها اول مرة.» ؛ (35) «كسی كه اولین بار زنده اش كرد، زنده اش می كند..»
امام صادق علیه السلام مناظرات علمی فراوانی انجام می داد، در عین حال از مناظرات غیراصولی پرهیز داشت؛ لذا طیار، یكی از دوستان امام صادق علیه السلام به حضرت گفت: خبردار شده ام كه از مناظره با مخالفان ناخشنودید! فرمود: اما كسی كه مثل تو باشد، اشكالی ندارد؛ كسانی كه وقتی پرواز می كنند و اوج می گیرند، به خوبی می توانند بنشینند و هنگامی كه می نشینند، به خوبی می توانند پرواز كنند و اوج گیرند. كسی كه چنین باشد ما از مناظره كردن با او ناخشنود نیستیم..» (36)

منابع:

1)- اسرا/105.

2)- الحیاة، ج 2، ص 281.
3)- اصول كافی، ج 1، ص 33.
4)- یادآوری می شود تا كنون 4 مقاله درباره امام صادق علیه السلام در شماره های 5 (پاسدار حریم ولایت) ؛ 12 (غروب آفتاب دانش، حضرت صادق علیه السلام) ؛ 24 (منشور نسل جوان در سیره امام صادق علیه السلام) و 36 (برخی از ویژگیهای مورد انتظار از مؤمنان در كلام امام صادق علیه السلام) ماهنامه مبلغان منتشر شده است.
5)- بحارالانوار، ج 47، ص 199.
6)- همان، ج 1، ص 200.
7)- تهذیب الكمال، ج 5، ص 79؛ سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 258؛ بحارالانوار، ج 47، ص 217.
8)- تحف العقول، ص 302، وصیت ابی عبدالله علیه السلام به ابن جندب.
9)- آل عمران/77.
10)- تحف العقول، همان.
11)- تحف العقول، ص 304.
12)- بحارالانوار، ج 47، ص 349.
13)- وسایل الشیعه، ج 12، ص 129.
14)- عنكبوت/61.
15)- همان/63؛ ر. ك: نساء/21.
16)- بحارالانوار، ج 3، ص 41؛ نمونه دیگر: همان، ص 50.
17)- احزاب/21.
18)- تحریم/11؛ درباره الگوهای بد، ر. ك: تحریم/10؛ قلم/48.
19)- الحیاة، ج 2، ص 116.
20)- همان، ص 152.
21)- بحارالانوار، ج 89، ص 15.
22)- بحارالانوار، ج 17، ص 30.
23)- ابراهیم/25.
24)- روم/58.
25)- نور/35.
26)- بقره/264.
27)- همان/261.
28)- اصول كافی، ج 1، كتاب توحید، باب 1، ص 76، ذیل حدیث 2.
29)- زخرف/84.
30)- المیزان، ج 18، ص 128؛ سفینة البحار، ج 1، ص 474 و بحارالانوار، ج 3، ص 323.
31)- بحارالانوار، ج 7، ص 39، ح 7.
32)- بقره/111.
33)- نحل/125؛ و ر. ك: بقره/258؛ نساء/34؛ مائده/91؛ توبه/103؛ طه/14 و….
34)- نحل/125.
35)- تفسیر نمونه، ج 16، ص 300.
36)- همان، ج 12، ص 16 تا 20.

منشور امام صادق‏ علیه‏ السلام به مبلغان

مبلغان

به مناسبت شهادت ششمین پیشوای معصوم علیه السلام، برخی از مهمترین درسهای آن امام همام را به مبلغان گرامی تقدیم میداریم:

تقویت و ارتقاء بنیه علمی
شایسته است که مبلغان گرامی، همواره در تقویت علم و دانش خود بکوشند و اطلاعات علمی، مذهبی و عمومی خود را به روز کنند. امام صادق علیه السلام همواره میفرمود: «لَسْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَى الشَّابَّ مِنْكُمْ إِلَّا غَادِياً فِي حَالَيْنِ إِمَّا عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّما؛(1) دوست ندارم جوانی از شما (شیعیانم) را ببینم، مگر در دو حالت: یا عالم یا متعلّم و دانش اندوز.»
در عصر ما که عصر ارتباطات نام گرفته است، یک مبلغ، گذشته از علم دین و معارف اسلامی، باید از علوم عمومی معاصر نیز مطلع بوده و بتواند پاسخگوی نیاز عموم مخاطبان باشد وگرنه با اقبال آنان؛ به ویژه جوانان روبرو نخواهد شد.
رسول گرامی اسلام با همه عظمت علمی خود مورد این خطاب خداوندی قرار گر فت که: «قُلْ رَبِّ زِدْني عِلْما»؛(2)«[ای رسول ما] بگو: «پروردگارا علم مرا افزون کن!»
هر روز، نیاز به یادگیری داریم و باید برای پیشبرد کار تبلیغ، همواره در ارتقاء سطح معلومات خویش، مانند اقشار علمی دیگر، کوشا باشیم. همانگونه که مثلا پزشکان هرگز از اطلاعات جدید علم پزشکی بینیاز نیستند.

شناخت زمان
شناخت زمان و موقعیت، از دیگر ابزار لازم در امر تبلیغ است که بدون آن، توفیقی حاصل نخواهد شد. شیوهها، طرحها و فعالیتهای یک مبلّغ باید به روز باشد تا بتواند در مخاطب تأثیر بهتری بگذارد. بدون شناخت زمان و موقعیت، هرگز امر تبلیغ، به سامان نمیرسد و میزان خطاها و اشتباهات به مراتب فزونی خواهد یافت. از اینرو امام صادق علیه السلام به مفضل میفرماید: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ؛(3) کسی که زمان خود را بشناسد آماج اشتباهات قرار نمیگیرد.»

مبلّغ هرگز نمیتواند خارج از زمانه خود زندگی کند؛ حتی امور شخصی و خانوادگی او نیز تحت تأثیر تحولات معاصر است. امام صادق علیه السلام نه تنها در تبلیغ دین، بلکه در زندگی شخصی نیز به مقتضیات روز توجه میکرد و در مقابل کسانی که انتظار داشتند آن حضرت مانند زمانهای قبل زندگی کند چنین پاسخ میداد: «رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در زمانی زندگی میکرد که عموم مردم از نظر اقتصادی در مضیقه بودند و پیامبر صلی الله علیه وآله خود را با آنان در زندگی ساده و فقیرانه هماهنگ میکرد؛ اما اگر روزگاری، وضع معیشتی مردم بهتر شد، اهل ایمان و نیکان روزگار به بهرهگیری از آن سزاوارترند، نه انسانهای فاجر و منافق و کافر.» (4)
البته این سخن بدان معنی نیست که مبلغان و روحانیون معظم، در تشریفات و تجملات، با دیگر اقشار جامعه مسابقه دهند و بجای تقویت مسائل معنوی، به رفاه و ارتقاء دنیای خود بپردازند که این نقض غرض خواهد بود.

بینش سیاسی
علاوه بر شناخت زمان، بینش سیاسی یک مبلّغ، او را در رسیدن به اهدافش یاری خواهد کرد. شناخت دوست و دشمن و تشخیص اغراض افراد، نیاز به بینش سیاسی دارد. سیره پیشوای ششم علیه السلام در این مورد الگوی خوبی برای ما است. ابومسلم خراسانی به امام علیه السلام پیشنهاد قیام کرد و اظهار داشت: من مردم را به دوستی اهل بیت علیهم السلام دعوت میکنم. کسی بهتر از شما برای حکومت نیست، اگر مایل باشید من با شما بیعت میکنم؛ امّا امام با بینش خاص خود به او پاسخ منفی داده و فرمود: «مَا اَنْتَ مِنْ رِجَالِی وَ لَا الزَّمَانُ زَمَانِی؛ تو از یاران من نیستی و زمان هم برای [قیام] من مناسب نیست.» (5)
مبلّغ موفق، کسی است که از حرکات، سکنات، گفتار و رفتار افراد، اغراض آنان را تشخیص میدهد و تصمیم مقتضی را میگیرد. او به تجربه دریافته است که نیت همه افراد قربة الی الله نیست؛ و البته در برخورد با مسائل و افراد، صبر و مدارا و تدبر را پیشه خود میسازد.

آشنایی با شرایط خاص فرهنگی
معمولا در هر منطقه، باورهای نادرست و فرقههای انحرافی یافت میشود که مانعی برای مبلّغان به حساب میآید.
مبلّغ اسلامی، برای تبلیغ بهتر، لازم است با این موارد در منطقه تبلیغی خود آشنا باشد و اجمالا اعتقادات و رسومات آنان را بداند تا در صورت لزوم، تعامل مناسبی با آنان داشته باشد.
آشنایی با افکار آنان موجب میشود که اولا؛ آنها را علیه خود تحریک نکند. ثانیا؛ پاسخهای منطقی و متقن آماده نماید. ثالثا؛ با اعتماد به نفس بیشتری در منطقه تبلیغ کرده و اشراف به محل تبلیغ خود داشته باشد.
در هر صورت، شناخت شرایط خاص فرهنگی باید در دستور کار مبلغان باشد تا علاوه بر تعامل متقابل، بتوانند تحرکات فرهنگی را به صورت مناسب مدیریت کنند.
حرکت و برخورد امام صادق علیه السلام در این زمینه، ترسیم کننده این ویژگی برای مبلّغان دینی است. آن گرامی نه تنها خود، تمام تحرکات فرهنگی را زیر نظر داشت؛ حتی به یاران خود یاد داده بود که جنبشها و فعالیتهای فرهنگی عصر خود را پیگیری کنند و ارکان و عوامل آن را بشناسند و در موقع لازم، برخورد مناسبی با آنان داشته باشد.
معتزله، جبریه، مرجئه، غلات و متصوفه، برخی از آنان بودند. امام در این زمینه آنچنان دقیق بود که به شیعیان توصیه میکرد به جوانان و نوجوانان، احادیث اهل بیت علیهم السلام را بیاموزند تا در دام افکار آلوده آنان گرفتار نشوند. (6)

صداقت و امانتداری
از منظر امام صادق علیه السلام صداقت و امانتداری یک مبلّغ، از ضروریترین صفات اوست که بدون آن، ابلاغ رسالت میسر نخواهد بود. آن گرامی میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ؛(7)خداوند عز وجل پیغمبری را مبعوث نکرده است،جز به راستگوئی و امانتداری به نیکوکار و بدکار.»
امانتداری در اموال، نفوس، اعراض و نوامیس مردم و اسرار و عیوب و مشکلات خانوادگی، برای یک مبلّغ، از اساسىترین خصوصیات به شمار میآید که جلوهای از تقوای اوست و جایگاهش را در میان مردم و مخاطبان تقویت میکند. اگر خدای ناکرده در این زمینه لغزشی از وی صورت گیرد، تمام زحمات او و حتی سایر مبلّغین هدر میرود.
گذشته از این، سِمَت تبلیغ، خود امانتی بس گران بها در دست مبلّغ است که باید با تمام وجود از آن پاسداری کند و نام خود و مبلغان گذشته و آینده را بلند و سرافراز نگه دارد. مولایمان امام علی علیه السلام در این زمینه فرموده است: «وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَةٌ؛(8) مطمئناً کاری که به تو سپرده شده، نه لقمهای چرب، بلکه بار امانتی در گردن توست [که در پاسداری آن از هیچ کوششی فرو گذاری نکنی]!»

 مراقبت از خود فراموشی
مبلغان دینی جلوهای از انسانهای نمونه جامعه هستند که مردم از اعمال و رفتار آنان الگو برداری میکنند و میتوانند با رفتار و کردارشان دین را تبلیغ کنند؛ از اینرو هرگز نباید در اثنای تبلیغ، دچار خود فراموشی شوند. امام صادق علیه السلام در سخنی صریح، مبلّغانی را که خود را فراموش کردهاند، این گونه توبیخ میکند: «تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يُخْطِئُ بِلَامٍ وَ لَا وَاوٍ خَطِيباً مِصْقَعاً وَ لَقَلْبُهُ أَشَدُّ ظُلْمَةً مِنَ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يَسْتَطِيعُ يُعَبِّرُ عَمَّا فِي قَلْبِهِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبُهُ يَزْهَرُ كَمَا يَزْهَرُ الْمِصْبَاحُ؛(9)شخصی را مییابی که در سخنوری، لام یا واوی خطا نمیکند. خطیبی است زبردست و بیانی شیوا دارد؛ ولی دلش از شب تاریک و ظلمانی، تاریکتر و سیاهتر است. و شخصی را مییابی که نمیتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد (بیان خوبی ندارد)؛ اما دلش [از نور ایمان مملو است و] مانند چراغ نور افشانی میکند.»

و این کلام معروف امام ششم علیه السلام همیشه باید نصب العین مبلّغان باشد که فرموده است: «کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِكُمْ وَ لَا تَكُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِكُم ؛(10) مردم را با رفتارتان به سوی خدا بخوانید و تنها با زبانهایتان دعوت نکنید.»
در اینجا فرازی از حدیث معراج را هم مرور کنیم که دقیقا در این زمینه مناسب مینماید. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «مَرَرْتُ لَيْلَةً اُسْرِيَ بِي عَلَى أُنَاسٍ تُقْرَضُ شِفَاهُهُمْ بِمَقَارِيضَ مِنْ نَارٍ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ يَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ هَؤُلَاءِ خُطَبَاءُ مِنْ أَهْلِ الدُّنْيَا مِمَّنْ كَانُوا يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ يَنْسَوْنَ أَنْفُسَهُمْ؛(11) در شبی که من را به معراج بردند،به گروهی برخورد کردم که مأمورین الهی با قیچیهایی از آتش، لبهای آنان را میبریدند. از جبرئیل پرسیدم، اینها کیستند؟ گفت: آنان خطبا و سخنرانان از اهل دنیا هستند که مردم را به نیکی دعوت میکردند؛ ولی خود را فراموش مینمودند.»

سایر سفارشات امام علیه السلام به مبلّغان
برخورد منطقی با پیروان سایر ادیان، برنامهریزی،تدوین منشور تبلیغ، استفاده از مناظره و گفتگوی رو در رو، فرا منطقهای بودن مبلّغ، توجه به فقه و آموزش احکام، اهمیت به موضوع رهبری و امامت و ترویج و احترام به سایر مبلّغان، از دیگر درسهایی است که باید از مکتب امام صادق علیه السلام بیاموزیم و امیدواریم به عنوان یک مبلّغ دینی، عامل به آموختههای خود باشیم.

منابع:

1) بحارالأنوار، علامه محمد باقر مجلسی، مؤسسه الوفا، ج 1، ص170.
2) طه/ 114.
3) الكافي ، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیة، ج 1، ص 26.

4) همان، ج5، کتاب المعیشة، ح1.
5) ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم قندوزی، نشر دارالاسوه، ج3، ص161؛ الامام جعفر الصادق علیه السلام، عبدالحلیم الجندی، ناشر، المجلس الاعلی للشئون الاسلامیة ـ القاهرة، ص75.
6) التهذیب، محمد بن حسن طوسی، دار الکتب الاسلامیة، ج8، ص111.
7) الكافي، باب الصدق و أداء الأمانة، ج2، ص104.
8) نهج البلاغة، نامه 5، ص366.
9) الكافي، باب في ظلمة قلب المنافق، ج2، ص422.
10) بحارالأنوار، الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، باب الهداية و الإضلال و التوفيق، ج5، ص198.
11) همان، ج69، ص223.

 

طرح مطالبی پیرامون مذهب مردم غزه در راستای خواسته‌های صهیونیست‌ها است

zadhosh8293 (5)

به گزارش روابط عمومی جامعه المرتضی ،حجت الاسلام احمد زادهوش ریاست محترم جامعه المرتضی علیه السلام،در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به سخن امام خمینی(ره) پیرامون اینکه فلسطین پاره تن اسلام است عنوان کرد: قبل از اینکه ما بخواهیم درباره ساکنین این منطقه صحبت کنیم باید به این نکته توجه داشته باشیم که این سرزمین به گفته امام پاره تن اسلام است و طرف مقابل ما نیز صهیونیست‌های غارتگر هستند که در مقابل اسلام ایستاده‌اند و سیاست نیل تا فرات را مطرح می‌کنند.

ایشان  در ادامه به اشاره به مطالبی که پیرامون مذهب مردم غزه مطرح می‌شود گفت: قطعا بیان این مطالب در راستای خواسته‌های صهیونیست‌ها است زیرا وجود مسجدهای مختلف به نام امیر المومنین(ع) و سایر اهل بیت(س) در فلسطین و اظهار محبت به اهل بیت از سوی از سوی فلسطینیان روشن و معلوم است.

ریاست جامعه المرتضی علیه السلام، در ادامه با اشاره به روز قدس بیان کرد: جنایات رژیم اشغالگر قدس در غزه به گونه‌ای است که شاید دیگر نیازی به تاکید به حضور در راهپیمایی در روز قدس نیست و امروز حتی افرادی که متاسفانه در مقابله با رژیم صهیونیستی حرف‌هایی را می‌زنند به این نتیجه رسیده‌اند که این رژیم خونخوار است و باید در مراسم روز قدس حضور جدی داشت.

وی در ادامه با تاکید بر حمایت همه جانبه دولت از غزه و فلسطین بیان داشت: این حمایت‌ها نباید تنها در حد بیانیه و یا تلفن باشد و اگر همه ما به این اندیشه که فلسطین پاره تن اسلام است و رژیم صهیونیستی غده سرطانی است معتقدیم باید در دفاع از غزه به شکل عملیاتی وارد شویم و حمایت‌ها به شکل آشکار باشد.

حجت الاسلام زادهوش بیان کرد: متاسفانه امروز خیانت برخی از دولت‌های عرب پشت مردم فلسطین را شکسته است و سکوت مرگبار این ملت‌ها و برخی از نهادها در برابر این جنایت‌ها قابل مشاهده است شرایطی ایجاد شده که جمهوری اسلامی ایران با حمایت‌های مالی و سیاسی خود را به شکل جدی وارد صحنه کند.